همراه با “نسیم سحری” در پاپ‌ایرانی / مصاحبه‌ی مفصل پاپ‌ایرانی با استاد حسن همایونفال

۱۵ آذر ۱۳۹۸
همراه با “نسیم سحری” در پاپ‌ایرانی / مصاحبه‌ی مفصل پاپ‌ایرانی با استاد حسن همایونفال

پاپ‌ایرانی – بنا بود مصاحبه غروب یک روز جذاب برگزار شود. استاد، طی تماس تلفنی، قرار را یک ساعتی جلو انداختند و ما آماده پذیرایی از ایشان شدیم. ورود ایشان به موسسه، یادآور همه‌ی نوستالژی‌های عزیز برای ما دهه شصتی‌های جمع بود. انگار همزمان با استاد، نسیمی سحری هم وزیدن گرفت و ما را با خودش به گذشته‌های خیلی دور برد. همان لبخند همیشگی، همان چهره، همان موها فقط کمی سفیدتر و همان متانت و وقار. حتی سال‌ها دوری از فضای حرفه‌ای موسیقی ذره‌ای از ابهت ایشان کم نکرده بود.

شخصیت گرم و مهربان ایشان هم باعث شده بود بیشتر از قبل جذب شویم و صحبت‌هایشان را با گوش دل بشنویم و به خاطر بسپاریم.

وقتی در خلال مصاحبه از استاد خواستیم کمی برایمان بخوانند، بدون ذره‌ای مکث شروع کرده و قدرت و آمادگی صدای ایشان پس از تمام این سال‌ها، همه‌ی ما را متحیر کرد و به تحسین واداشت.

تعریف بیش از این جایز نیست. این شما و این هم مصاحبه‌ی جذاب پاپ‌ایرانی با استاد حسن همایونفالِ دهه شصتی‌ها.

+ جناب همایونفال خیلی خوشحالیم از اینکه در خدمت شما هستیم، بفرمایید تازه چه خبر؟

– ضمن عرض سلام خدمت شما عزیزانی که پیگیر موسیقی هستید، موسیقی‌ای که تا حدودی که مهجور واقع شده است، و به اعتقاد من به آن کم لطفی شده است. خودم فعالیت خاصی ندارم، چون در صدا و سیما و وزارت ارشاد شرایط و جوی که در دهه ۶٠ داشته است تغییر کرده است. من شاید جز اولین کسانی بودم که موسیقی را در تلویزیون باب کردم، آن جو تغییر کرده است، البته ناراحت نیستیم که ما چرا نیسیتم یا کناریم! اما ناراحتیم از اینکه اهل فن جلو نمی‌آیند. چرا کسانی می‌آیند که متاسفانه بارقه‌ای که باید در وجودشان برای موسیقی داشته باشند را ندارند! والا خیلی هم خوشحال هستیم که جوان‌ها جلو بیایند. منِ نوعی تا چند سال می‌توانم بخوانم؟ ولی جوان هایی که استعداد داشته باشند، بدون پارتی بازی، بدون باند بازی بیایند.

+ شما در دهه ٧٠ اوایل دهه ٨٠ حضور پر رنگی داشتید.

– بله، خیلی هم پر رنگ. تقریبا در همه شبکه‌ها روی آنتن بودیم. نه تنها من، دوستان دیگری هم بودند، مانند پرویز طاهری. عباس بهادری اولین کسی بود که “آهنگ گل می‌روید به باغ” را که کار آقای فرید شب خیز بود خواند و بسیار هم گل کرد. بعد از آن “پرنده عاشق” و “آی نسیم سحری” را خواندم که ورد زبان ها شد. بودند دوستان دیگری مثل آقای مهرداد کاظمی که زحمت زیادی کشیدند اما الان بیمار هستند و کسی هم حالشان را نمی‌پرسد. آقای گودرزی هم بودند.

+ در کارهای شما مثل پرنده عاشق و آی نسیم سحری یک مثلثی تشکیل شد با حضور شما و آقای سهیل محمودی و آقای محمد رضا احمدیان؛ درست است؟

– بله آقای احمدیان پیش از آن کارهای ساخته بودند برای آقای سپهر و قره‌باغی، اما این دو کار که برای من ساخته بودند جز کارهای ماندگار شد.

+ آقای همایونفال، ورود شما به سازمان آنطور که من اطلاع پیدا کردم از سیزده سالگی بوده است. شاگرد آقای حنانه بودید؟

– بله یکی از دوستان من روزی به من زنگ زد و گفت که کتابی منتشر شده است در مورد استاد حنانه و از من به عنوان کوچک‌ترین شاگرد استاد نام برده‌اند. البته داستان کوچکی هم دارد. من از هفت سالگی می‌خواندم ، پدرم نیز می‌خواند و صدای خوبی داشت. در کاشان زندگی می‌کردیم و بعد به تهران مهاجرت کردیم. یک روز مدیر مدرسه به من گفت: صدا و سیما – که آن زمان رادیو تلویزیون ملی نام داشت،- تعدادی خواننده جوان از هجده سال به بالا می‌پذیرد. من گفتم که هنوز دوازده سال دارم و ایشان تاکید کردند که اگر تو بروی حتما قبول می‌شوی. این جمله باعث اعتماد به نفس من شد و همیشه من ایشان را دعا می‌کنم.

به خانه آمدم و با پدرم در میان گذاشتم. ایشان هم تعجب کردند و گفتند: تو هنوز چیزی بلد نیستی که بخوانی و من گفتم: همان چیزهایی که در رادیو شنیده‌ام میخوانم.

آن زمان خیابان ولیعصر از ونک به بالا خاکی بود. از جلوی رستوران سورنتو داوطلب ایستاده بود برای تست.

آن روز فقط اسم می‌نوشتند، ده روز بعد پدر مرحومم اطلاع داد که از تلویزیون من را برای امتحان خواسته‌اند. برای امتحان که رفتم، وارد اتاقی شدم که شخصی با چهره‌ی عبوس و عینک ته استکانی نشسته بود که همان مرحوم استاد حنانه بود. استاد قوامی و استاد مهرتاش و استاد بنان و خانم‌ مهرنوش و خانم مهرنیا هم حضور داشتند. استاد از من خواستند که چیزی بخوانم و من نیز شروع کردم … (من از روز ازل دیوانه بودم، دیوانه‌ی روی تو، سر گشته‌ی کوی تو…)

چهره ی استاد تغییر کرد و لبخند به لبشان آمد، پرسیدند کلاس رفته ای؟ گفتم: خیر. برایشان جای تعجب بود که چطور این آهنگ را یاد گرفته‌ام! گفتند چیز دیگری بخوان. یک کار محلی دشتستانی نیز خواندم. گفتند : باریکلا باز هم بخوان. کاری ریتمیک تر. کاری از ناصر مسعودی که ریتمیک‌تر و شمالی بود خواندم که استاد حنانه گفتند نه این کار را نخوان، از همانجا فهمیدم که باید به چه سبکی بخوانم.

استاد حنانه با مدادی روی میز ریتم گرفت و از من خواست همانند همان ریتم روی میز بزنم، و من هم همان کار را تکرار کردم. سوال کردم که آیا قبول شده ام؟ گفتند بعدا به تو اطلاع می‌دهیم، برو.

در مجله ی ماه نو فیلم نوشته بودند از دو هزار نفری که در آن آزمون شرکت کرده بودند صد و شصت نفر قبول شده‌اند که یکی از آنها من بودم. جالب این است که هشتاد نفر آن‌ها چهره‌های فوتوژنیک نداشتند و به رادیو فرستاده شدند و بقیه به تلویزیون رفتند. استاد قوامی و مهرتاش هم به ما درس می‌دادند و هم ماهی دویست تومان به ما پول می‌دادند. پس از اتمام دوره‌ها به سربازی رفتم.

آقای هوشمند عقیلی یکی از ما بود که به شهرت رسیدیم، ایشان خیلی با من عیاق بود.

 

+ درمورد پسرتان بفرمایید، یادم هست کلیپی که از شما بیرون آمد چهره‌ی پسر شما در ذهن ماندگار شد.

– بله این کلیپ در کوچه‌های دربند ضبط شد و مردم خیلی از این کلیپ خاطره داشتند. پسرم به دانشگاه رفت رشته موسیقی و ساز تخصصی‌اش کمانچه بود و تنبک و الان هر دو ساز را تدریس می‌کند.

+ از دوستان آن دوره آقایان طاهری و خاوری اطلاعی دارید؟

– بله، اتفاقا در ماه دو سه بار با هم در ارتباط هستیم. آقای خاوری در شمال مشغول کار ساخت و ساز هستند، آقای طاهری در شهریار و بهادری در کرج هستند و همچنین آقایان گودرزی و حصیری همه با هم در تماس هستیم.

+ استاد کار جدیدی نمی‌خواهید ارائه بدهید؟

– چرا! راستش خیلی دلم می‌خواهد اما نیاز به اسپانسر دارد، قبلا در صدا و سیما حق انتخاب داشتم و می‌خواندم، ولی الان اینطور نیست! خواننده باید پول بدهد که برای برنامه‌ای بخواند ولی من به این شکل نمی‌پذیرم و نیاز به شهرت ندارم.

 اگر خواننده‌ی جدیدی باشد می‌توانم همراهش بخوانم.

+ از نسل دومی که بعد از شما وارد شدند موجی آمد که مشابه‌سازی و صدا‌سازی را به همراه داشت که همه تداعی خوانندگان دیگر بودند.

– بله، من مخالف تقلید صدا هستم این خوب نیست.

+ آیا این جابجایی نسل بعدی به ممنوع‌الکاری شما ربطی داشت یا قبل از آن بود؟

– خیر، ربطی نداشت .ممنوعیت من کوتاه بود و رسانه‌ها آن را بزرگ کردند. با کمک آقای لاریجانی این موضوع حل شد.

+ آقای اخشابی قبل از اینکه خواننده بشوند برای شما سنتور زده بودند!؟

– بله، آقای مجید اخشابی بسیار با استعداد هستند، استاد نداشته و خودجوش سنتور می‌زند، سنتور زدنش عالی است، به یاد دارم که کاستی را سروش، سرمایه‌گذاری کرد به نام (وصل جانان) که آهنگساز آن آقای احمد علی راغب بودند و آقای شهبازیان دوست داشتند که آقای اخشابی آنجا سنتور بزنند. چه زیبا سنتور می‌نواختند. فکر نمیکنم کار هر سنتور نوازی باشد.

آنجا کاری خوانده بودم به نام “باغ تنهایی” که شعرش از آقای “ساعد باقری” بود و آهنگساز آن آقای شهبازی و سنتور زن آن آقای اخشابی که بسیار زیبا نواختند.

+ آیا سوال خاصی هست که از شما نپرسیده باشیم و تمایل به گفتن آن داشته باشید ؟

– خیر، فکر نمی‌کنم.

+ آیا میتوانیم صدای شما را مجددا داشته باشیم اگر شرایط مالی فراهم شود؟

– بله حتما، این از آرزوهایم است. البته کار جدیدی را آغاز کرده‌ام، و آهنگسازی و ضبط آن انجام شده است به شکل سنتی و شعرهای حافظ و مولاناست و یکی هم از اشعار خودم. آماده است و منتظر یک اسپانسر.

+ به هر حال ما خاطرات شیرینی از شما داریم و امیدواریم که کارهایتان ادامه پیدا کند.

– من واقعا شرمنده‌ی مردم هستم که کاری نتوانسته ام انجام بدهم، همین الان هم مردم بنده را در کوچه و خیابان می‌شناسند و کارهای من در ذهنشان باقی مانده است. بر خلاف خیلی از خواننده‌های جدید که ناشناسند. به‌نظر من کارهایی که اهنگساز و خواننده و شاعر با هم زندگی کنند کار تیمی است که ماندگار خواهد بود و اثر گذار. من زمانی که کار ” کوچه‌ها” را خواندم گفتم: کوچه محلی است که مردم از آن عبور می‌کنند و خاطره دارند. کلیپی که برایش ساخته شد خیلی به‌جا بود. من آن را در استودیو با تمام وجود خواندم، که همان زمان فکر می‌کردم ورد زبان شود، و همینطور هم شد، بخاطر همین آهنگ در شهرها و کشورهای متعددی دعوت شدم. مثلا یکی از کارهایم به‌نام (مرغ جان) که اولین کاستم بود، آقای هادی منتظری کمانچه‌اش را می‌زد و شعر آن از مولانا بود. این کار آنچنان بود که در خیابان هم مردم اگر مرا می‌دیدند می‌پرسیدند که این آهنگ را چطور خوانده‌ای که هر وقت می‌شنویم دلمان هُری پایین می‌ریزد و قصه اش را برایشان اینطور تعریف می‌کردم:

که حضرت مولانا روزی از کوچه‌ای می‌گذشت که متوجه‌ جمعی شد که مشغول کتک زدن کسی هستند، جلوتر که رفت دید مرادش شمس تبریزی است که خون آلود و زخمی آنجا افتاده است. همان وقت بود که گفت: جان من است او هی مزنیدش‌، آن من است او هی مزنیدش.

من هم هنگام خواندن، جایی بغض کردم و نتوانستم بخوانم، بیرون آمدم و آقای هادی منتظری که انسان بسیار خوبی است و کرد کرمانشاه است، پرسید چه شد؟! گفتم: فقط اجازه بدهید که حالم خوب بشود. هنگام ضبط آقایی با محاسن سفید در قسمت رژی نشسته بودند و با شنیدن این آهنگ اشک از چشمانشان سرازیر شده بود.

وقتی ایشان را دیدم، گفتند با حس آهنگ بود که اشک من هم درآمد و زمانی که بیرون آمدم این آقا مرا در آغوش کشید و بوسید و گفت: شما اشک مرا در آوردی.

آقای منتظری پرسید: که این آقا را می‌شناسی؟

گفتم خیر. گفت: ایشان آقای محمود ذوالفنون برادر آقای جلال ذوالفنون هستند. ولی من ایشان را نشناخته بودم. این است که می‌گویند هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

+ از اینکه وقت گذاشتید و در این مصاحبه شرکت کردید بسیار سپاسگزاریم.

 

مصاحبه: آرین خالدی

عکاس: مهدی فاخر

تنظیم: فروزان رحیمی

 

3

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هوادار یا مزاحم؟مسأله این است… (بخش پایانی)

هوادار یا مزاحم؟مسأله این است… (بخش پایانی)

پاپ ایرانی – محدثه برهانی: گفتگویی که با مهرزاد خواجه امیری داشتم برایم جزو شیرین ترین مصاحبه ها بود،بی پرده حرف هایش را زد او هنرمند را تا حدی عامل اصلی این مشکلات میدانست و ضعف وزارت ارشاد را در ایجاد نکردن بستری مناسب ،جهت فرهنگسازی را عاملی دیگر. آیا تا به امروز وزرات ارشاد و […]

هوادار یا مزاحم؟مسأله این است… (بخش پایانی)

هوادار یا مزاحم؟مسأله این است… (بخش پایانی)

پاپ ایرانی – محدثه برهانی: گفتگویی که با مهرزاد خواجه امیری داشتم برایم جزو شیرین ترین مصاحبه ها بود،بی پرده حرف هایش را زد او هنرمند را تا حدی عامل اصلی این مشکلات میدانست و ضعف وزارت ارشاد را در ایجاد نکردن بستری مناسب ،جهت فرهنگسازی را عاملی دیگر. آیا تا به امروز وزرات ارشاد و […]

دبیر انجمن خوانندگان پاپ: امیدواریم موسیقی پاپ از تحریم خارج شود

دبیر انجمن خوانندگان پاپ: امیدواریم موسیقی پاپ از تحریم خارج شود

 پاپ ایرانی – محمد رضا کارچی دبیر انجمن خوانندگان پاپ با انتشار یادداشتی در صفحه مجازی اش واکنش خود را نسبت به تبعیضات پیش آمده بیان کرد، وی در بین نوشته هایش گفت: ‎ سیاست های فرهنگی دارای دو رویه هستند. سیاست فرهنگی داری یک پوسته و روکش است. رفتار آقای سالار عقیلی و حضور […]

از زبان هنرمندان بشنوید: چرا جای ایده های نو در برگزاری کنسرت های ما خالیست؟

از زبان هنرمندان بشنوید: چرا جای ایده های نو در برگزاری کنسرت های ما خالیست؟

پاپ ایرانی– نیلوفر چاوشی: با وجود آن که هر روزه تلاش‌های بیشتری در جهت برگزاری هر چه بهتر کنسرت‌ها در اقصی نقاط جهان صورت می‌گیرد و کنسرت‌های خارج از کشور با استقبال زیادی رو به رو می‌شوند، چرا در ایران به خلاقیت و صحنه آرایی در برگزاری کنسرت‌ها آنچنان که باید توجه نمی‌شود؟ مسلما هدف […]

هوادار یا مزاحم؟مسأله این است (قسمت سوم)

هوادار یا مزاحم؟مسأله این است (قسمت سوم)

پاپ ایرانی- محدثه برهانی: در بخش های پیشین این گزارش صحبت های هنرمندان خوب کشورمان نظیر یاحا کاشانی، حامد برادران، رامیار غلامی، امیل عباسی مهر و مونا برزویی را در مورد مزاحمت های تلفنی و احترام نگذاشتن به حریم شخصی افراد توسط برخی از هواداران خواندیم. تمام این هنرمندان اظهار ناراحتی کردند و خواهان احترام […]

نگاهی به وضعیت موسیقی ایران پس از ظهور نسل جدید – قسمت دوم

نگاهی به وضعیت موسیقی ایران پس از ظهور نسل جدید – قسمت دوم

پاپ ایرانی – سال‌ها پس از انقلاب، و بعد از یک دوره‌ی رکود چندین ساله، به ناگهان با ورود سازهای کوچک و خانگی به کشور، گویی موسیقی در جامعه جان تازه‌ای گرفت. تب آموختن موسیقی در بین جوانان و نوجوانان فراگیر شد و برخی از بزرگان به خود آمده و با جدیت به تربیت خوانندگان […]

کنسرتی پاییزی در تهران

کنسرتی پاییزی در تهران

کنسرت بمانی در شب تولدش کنسرت روزبه بمانی ششم آذر در سالن میلاد برگزار شد. پاپ ایرانی: کنسرت روزبه بمانی شامگاه ششم آذر ماه در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی به همت شرکت آوای هنر برگزار شد. چالوس، عاشقی، اتفاق، من حافظم، بمن نگو عاشق، شلیک، کجا باید برم، یعنی تموم، اسمت که میاد، تمرین […]

کنسرت علیرضا طلیسچى برگزار شد

کنسرت علیرضا طلیسچى برگزار شد

  کنسرت نوزدهم آبان علیرضا طلیسچى برگزار شد. گزارش تصویرى وحید چراغ نیا از این اجرا را ببینید:    

حسین ضرورى با همراهى ارکستر بزرگ و گروه کر آواى شفق به روى صحنه رفت

حسین ضرورى با همراهى ارکستر بزرگ و گروه کر آواى شفق به روى صحنه رفت

کنسرت حسین ضروری با همراهی ارکستر بزرگ و گروه کر آوای شفق مورخ ۲۶ مرداد ماه در تالار وحدت به روی صحنه رفت. این ارکستر که شامل بیش از ۱۲۰ نوازنده و خواننده گروه کر میشد به سرپرستی و خوانندگی حسین ضروری، مدیریت ارکستر محمد رضا پیرجانی و به رهبری وحید علی پور با اجرای […]

پاپ ایرانی: کنسرت سینا شعبانخانی ۲۶ مرداد ماه در سالن همایش های برج میلاد برگزار شد. در ادامه عکس های این اجرا را از نگاه علیرضا شعبانی خواهید دید.  

پاپ ایرانی: کنسرت روزبه بمانی ۲۲ مرداد ماه در سالن همایش های برج میلاد به همت شرکت آوای هنر برگزار شد. در ادامه عکس های این اجرا را از نگاه بهنام دهقی خواهید دید.  

می خواهم عضو شوم!
برای استفاده از امکانات سایت باید عضو شوید.
ارسال خبر ، ایجاد لیست پخش آنلاین و درج نظر از مزایای عضویت می باشد.